دعوتنامه
سلام واسه دعوتنامه سایتهای مختلف به ادامه مطلب بروید
برای درج نظرتون از پست زیر استفاده کنید امکان درج نظر در مورد این پست وجود ندارد
ادامه مطلب
سلام واسه دعوتنامه سایتهای مختلف به ادامه مطلب بروید
برای درج نظرتون از پست زیر استفاده کنید امکان درج نظر در مورد این پست وجود ندارد
امروز ۱۷/۸/۸۸ گچساران
دیشب آخرین روز نمایشگاه بود . حالا که فکر می کنم تازه می فهمم که با تمام سختی های این ۱۰ روز چه روزها و شبهای قشنگی بود ...! چون دیگه هر روز آدم تکراری نمیدیدم و در کل با مردم راحت بودم ولی امروز که اومدم دانشگاه و دوباره همون قیافه های تکراری رو سر کلاس اصول ۳ دیدم با خودم گفتم کاش نمایشگاه تموم نشده بود.
دیشب جواد ( دوست محمد ) هم کمکمون بود و بعد از ساعت ۱۰ کتاب ها رو جمع کردیم و من هم صبح ساعت ۷ با اتوبوس اومدم گچساران .
تو این مدت نمایشگاه جواد . مشت علی . خانم شیرین فشان خیلی بهمون کمک کردند ( دستشون درد نکنه ) . بازم زندگی من برگشت به همون روال سابقش میگن ترم آخر خیلی دانشگاه حال میده ولی من که خیلی خسته شدم کاشکی الان بهمن بود و ترم تمام شده بود .
به یادگار از نمایشگاه چند تا عکس گذاشتم توی ادامه مطلب
"درد یه دل "
امروز دلم خیلی گرفته نمی دونم چم شده ؟؟؟ برای کسی دلتنک شدم!!! دوست دارم با یکی درد دل کنم ولی کسی نیست
همیشه توی زندگی باید یکی باهات باشه تا حمایتت کنه . احساس می کنم قلبم داره از سنگینی غصه از جا کنده میشه ( گل ترین گل بهاری هر جا هستی امیدوارم همیشه خنده رو لبات باشه )
خدایا من خیلی رو سیاه تر از اونم که از تو چیزی بخوام
به بزرگیت قسم هیچ کسی رو تنها نذار هر چند که خودت همیشه باهاشی![]()
امروز چهارشنبه ۱۳/۸/۸۸ شیراز کافی نت
بعد از کلی دویدن بلاخره موفق به اخذ دفترچه کارشناسی ارشد شدم که این چند روزه شده بود کیمیا ؟توی بعضی از شهر ها مردم صف می کشیدند ولی من تعجب کردم پست مرکزی شیراز پشه هم پر نمی زد . بلاخره ثبتش کردم حالا ببینم چی میشه ولی پیش خودم احتمال قبولیم ۱ در ۱۰۰۰ !!!
ولی من نا امید نیستم چون دانشگاه آزاد کار همه رو راحت کرده ؟ دیروز نمایشکاه خانم شیرین فشان رو دیدیم ( من و محمد) ( بچه های سابق کانون هلال احمر ) .
دوتا برنامه جالب داشتم برای اینکه محمد و علی گفته بودن گذاشتم واسه دانلود که البته کار اصلی رو ( تهیه برنامه ها ) مجید انجام داده فقط من آپلودش کردم . حالا هم باید زود برم نمایشگاه رو باز کنم چون محمد امروز نمیاد و امتحان زبان ( زبانکده داره ).
برنامه عوض کردن آی پی شما !!!
فواید :۱- آی پی شما امریکا یا کانادا می افته ۲- دیگه نیازی به فیلتر شکن ندارید چون هیچ سایتی برای شما فیلتر نیست
برنامه آپدیت کردن آنتی ویروس ند (nod) !!!
فواید : دیگه نیازی به گشتن توی اینترنت برای کد آپدیت ندارید با یه کلیک کد آپدیت هفته رو بهتون میده
پ.ن1 : تمامی برنامه ها راهنما دارن
پ.ن2: برنامه ها فشرده شدن پس شما برای اجرا نیاز به برنامه win rar دارید
امروز دوشنبه ۱۱/۸/۸۸ . تا اسم بوفه میاد همه یا به فکر بوفه دانشگاه ( سوپر مارکت) می افتن یا به فکر بوفه اتوبوس . ولی من منظورم هیچ کدوم نبود منظورم بوفه آخر کلاس بود . یه مدتی هست که اسم ردیف آخر کلاس رو گذاشتیم بوفه و این قدر هم طرفدار داره که نگو همیشه بچه ها زودتر میان تا ردیف آخر ( بوفه) رو بگیرن . امروز صبح کلاس کلام ۳ بوفه نصیب من نشد ولی عصر اصول ۵ با خواجه زاده زود رفتم و بوفه نصیبم شد . کلاس اصول خیلی شلوغ بود واسه همین بچه های بوفه یا خواب بودن یا بلوتوث بازی میکردن و اندکی هم جزوه می نوشتن .
کلاس کلام ۳ یکی از خانم ها رفت کنفرانس بده که خوراک بچه های بوفه همینه چون دیگه استاد میاد میشنه و پشت سرش رو نمی بینه البته بچه های بوفه مخصوصا محسن کشوری نذاشتن خانمه راحت کنفرانس بده و پشت سر هم سوال پیچش می کردن ولی از حق نگذریم خانمه خوب مطالعه کرده بود و کم نیاورد .
امشب دارم میرم شیراز ساعت ۱۲ شب بلیت دارم . تا شنبه هم نیستم
چند تا عکس از بوفه در ادامه مطلب
امروز شنبه ۹/۸/۸۸ که بعد از یه هفته غیبت به کلاس ها برگشتم . آخه از پنجم همین ماه یه نمایشگاه کتاب توی باغ ملی شیراز زدیم (من و محمد) واسه همین مجبور شدم به مدت ۱ هفته از کلاس ها بزنم ولی دیگه امروز مجبوری اومدم کلاس اصول ۳ داشتم ترسیدم حذفم کنند و برم تو ترم ۸ کخ اون وقت به قول اونکه میگّه: خر بیار و باقله بار کن ... کارم بد بیخ پیدا میکرد . امروز هیچ کدوم از ارازل و ابواش ورودی ۸۵ فقه و حقوق رو ندیدم فقط دادود میرفردی بود که البته خیلی با حاله و عند خندس !
آهان بعد از مدتی خانم ترزی رو دیدم اهل تهرانه یه مدتی نبودش می گفتن ازدواج کرده عصری داوود گفت مثل اینکه طلاق گرفته البته من تایید تا تکذیب نمی کنم ( از من نشنیده)
. فردا صبح گاه با ارازل کلاس دارم با الهی خدا کنه رو دنده راست بلند شده باشه ![]()
راستی شیراز که رفتم یه سرم رفتم محل (خونه) اتفاق جالب افتادن ماشین یاور (اکبر) تو جوب بود البته این موضوع از چشم تیز بین من نهان نماند عکسش تو ادامه مطلب
سه تا عکس از نمایشگاه تو ادامه مطلب هست
برو به این آدرس قالبو ببین اگه خوب بود پیغام بده تا ببینم میشه برات ویرایشش کرد
http://www.blogskin.ir/skin29.php
*********************************************************************
سلام سید خوبی من امروز صبح تا ظهر نشستم تا یه قالب خوب برات پیدا کنم این قالب خوبه چون هم قابلیت ویرایش داره و هم سبکه البته چندتا مطلب هست :
۱- هدر ( سربرگش) یه کم سنگینه چون من با برنامه نقاشی کشیدمش و پسوندش .bmb است بعد خودت می تونی یه عکس جالب با فتوشاب طراحی کنی براش این فقط آزمایشی بود
2- لینک های بالای صفحه غیر فعاله چون باید اول آدرشو براشون بذاری
3- قسمت های زیر صفحه ( تبلیغات - لینک باکس و ..) قالب برداشتن هستن
4- ترتیب منو های سمت چپ و راست هنوز چیده نشده میشه عوضش کرد
5- اون خبرنامه های اضافی جای لینک های دیگس می تونی عنوانشو تغیر بدی و هر چی دوس داری بداری
6- قسمت آبی پشت زمینه رو هنوز پیدا نکردم ولی به نظرم تو کد ها باشه میشه کامل پشت زمینه با وبلاگ یه رنگ باشه
7- قسمت لوگو ها خالیه باید لوگو بسازی بذاری توش
البته سید یه سری کارهای جزئی دیگه هم هست که اگه یه آدم وارد باشه انجامش میده چون من می ترسم نرسم . کد وبلاگ رو هم تو کادر بالا گذاشتم می تونی کپی کنی .
اینم نمونه قالب : اینجا کلیک کن
راستی قالب رو اینجا دانلود کن اینجا کلیک کن
امروز يه شنبه صبح كلاس فقه تطبيقي با استاد الهي داشتم بچه همه بودن االبته قاسم جمشدي هم اومد امروز به كلي صبح بسيار عالي بود عصر هم مدني 3 دارم و فوتبال سپاهان هم هست شايد نرفتم كلاس هنوز معلوم نيست چي ميشه
امروز شنبه 88/7/11 عصر رفتم كلاس اصول 3 ولي اصلا حال نداد چون بچه نبودن تمام ورودي 86 بود با فضاي كسل كننده و استاد پيله كه 2 ساعت براي يه درس سه واحدي سر كلاس بوديم اونم جلسه اول بابا فكر نكرد روز اول يه اي درس داد اون وقت بعد از 2 ساعت گفت اگه بريم دانشگاه گير نميده ؟؟؟ خلاصه خيلي خبو نبود .
الان وقت ندارم فردا كامل مي نويسم
یه مدتی نبودم آخه در تعطیلات آخر ترم تابستون به سر می برم هر کی جای من بود الان داشت واسه فوق می خوند ولی من نه حالشو دارم نه حوصلشو . هفته پیش اومدم شیراز و با محمد رفتیم آمار موسسه اعزام دانشجو به خارج رو گرفتیم ولی وضعیت خیلی خرا بود اول اینکه خیلی گرون بود هزینه رو میگم برای یه فوق تو مالزی حدود ۱۶ میلیون باید بدی بعدش هم شرکتش اصلا معتبر نبود و شاید همین فردا پلمب میشد ؟؟؟ بگذریم رفتیم حوزه نظلام وظیفه واسه معافیت که گفت هنوز بخش نامه معافیت نوه ها و فرزند سوم نیومده !!!!
الان منتظرم وب دانشگاه بیاد بالا و انتخاب واحد کنم . راستی امتحان فقه ۹ رو هم به خوبی دادم وآخر امتحان چند تا از بچه ها بودم که با هم عکس گرفتیم ( عکس ها در ادامه مطلب)
دیروز جمعه امتحان فقه ۸ رو دادیم امتحان خیلی خوب بود چهار جوابی و فقط فارسی داده بود اگه خدا بخواد ۱۸ یا ۱۹ و یا حتی ۲۰ رو میگیرم البته ۲۰ با عنایت استاده !! بهتر از امتحان دیدن بچه ها بود بعد از تقریبا ۳ هفته خیلی خوش گذشت جمع جمع بود می خواستم یه عکس بگیرم که یه دفعه محسن کشوری اومد جلو گوشی و عکس بد افتاد حالا پس فردا که امتحان فقه ۹ داریم چند تا عکس دسته جمعی میگیریم . شماره من ۳۱۴ بود با سید ( سید فخر الدین حسینی ) و مصطفی زمانی و احسان صادقی و اسماعیل حسن پور و چند تا دیگه از بچه ها تو یه کلاس بودیم که چند تا سوال برا مصطفی گفتم یه دختر دیگه نمی دونم چه رشته بود بین من و مصطفی نشته بود چشمش داشت در می اومد که این همه تقلب رو میدید خلاصه آخر جلسه گفتن وقت تمومه ولی مصطفی اشاره کرد یه کم دیگه بشین منم نشستم ولی آخر کاری که رفتیم برگه ها رو بدیم مراقب گفت من برگه شم رو نمی گیرم خلاصه بعد از چند دقیقه بحث و جدل ما برگه رو انداختیم رو میز و رفتیم بیرون و اون مجبور شد برگه ها رو برداره . تو راه برگشت از دانشگاه با امین اکبری که ماشین داشت اومد شهر اول رفتیم خونه سید اینا (خونه دانشجویی) سید کیفشو برداشت و از همون راه رفتیم ترمینال و سدی رفت نور آباد و ما اومدیم شهر . شهر امین و احسان صادقی رفتم چندتا بنگاه واسه خونه و من و میثم نبی زاده تو شهر یه چرخی زدیم و بعد از هم جدا شدیم .
دیروز ظهر بود که خونه نشته بودم که مهدی امیری اومد دنبالم و با هم رفتیم خونشون پشکون و امروز ظهر برگشتم . الان که دارم این مطلب رو می نویسم مسلم نشته و برو بر منو نگاه میکنه که چه حوصله ای دارم و نشتسم خاطراتمو تایپ مي كنم .
به اميد فردا ![]()
در پايان يه خبر كه البته مال مدتي پيش(حدود يه هفته ) است كه روزنه اميدي بر روي دانشجوياني كه مايل به ادامه تحصيل در خارج از كشور هستند باز كرده .( محمد به من گفت من اولش باورم نميشد اين خبر راست باشه !! اي ول به نمايندگان با حال مجلس
)
مهر: رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور گفت: «مشمولان نظام وظیفه در صورت نداشتن غیبت در دفترچه نظام وظیفه می توانند برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروند.»سردار زاده کمند افزود: «دانش آموزان مشمول که مایل به ادامه تحصیل در خارج از کشور هستند، می توانند با دریافت دفترچه اعزام به خدمت از نداشتن مهر غائب در دفترچه اطمینان حاصل کنند.»وی ادامه داد: «این دسته از افراد پس از دریافت پذیرش تحصیلی از یکی از دانشگاه های خارجی باید تاییدیه اعتبار پذیرش دانشگاه را از وزارت علوم دریافت کنند.»
زاده کمند گفت: «متقاضیان تحصیل در خارج از کشور باید توجه داشته باشند که از زمان دریافت پذیرش تحصیل در دانشگاه خارجی تا زمان دریافت تاییدیه وزارت علوم مشمول غیبت نشوند چرا که در صورت داشتن غیبت سربازی نمی توانند از کشور خارج شوند.» رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور اظهار داشت: «مشمولانی که جهت ادامه تحصیل به خارج از کشور می روند باید وثیقه ای معادل 15 میلیون تومان به نظام وظیفه ارائه کنند.»
امروز تصمیم نداشتم بیام نت چون فردا امتحان دارم و هیچی نخوندم اومدم پست امروز رو بنویسم و برم که البته خودش ۲ ساعتی آدمو تو اینترنت چرخ میده ! امروز صبح اشکان ( یکی از هم کلاسی ها ) زنگ زد و آمار درس رو گرفت اونم مثل من از امروز شروع می کنه به خوندن . امروز روزه هم نگرفتم تا بتونم درس بخونم الان ساعت ۹:۴۰ دقیقه است . تصمیم قاطع گرفتم از ۱۰ شروع کنم به درس مسلم ( پسر عمم) رفت کارتشو بگیره اون عصر امتحان داره . تا ببینم عصر چی مشه اگه کاری پیش نیاد تا شب می خوام درس بخونم . چند تا عکساز بچه ها تو گوشیم بود فکر کردم شاید پاک بشه گفتم بذارمش رو وب تا همیشه بمونه ( با این وضعیت خراب سرور ها محاله) .
ساعت شد ۱۰ و من هنوز یه سایت پدر دار ( خوب) واسه آپلود پیدا نکردم آخرش شد همون پرشین گیگ !!!!
و
امروز اولین روز گرفتن روزه بود البته واسه من ! حدود ساعت ۱۰ بود که تصمیم گرفتم برم شهریه رو بریزم حساب واسه همین مجبور شدم برم شهر و بعدش هم برم دانشگاه واسه گرفتن کارت ورود به جلسه رفتم ولی رشیدی ( کارشناس رشتمون) نبودش بعد تصمیم گرفتم برم امور دانشجویی واسه اینکه بینم چرا کار دانشجویی ترم قبل نیومده تو حساب البته بعد از تلاش بسیار زیاد و گشتن بین حدود ۱۰۰ برگ کار دانشجویی مال من پیدا شد و واسه یه برگ پایان کار که توش نبود مجبور شدم برم ستاد اقامه نماز پیش حاج ظریفی و برگه رو بگیرم و دوباره سریع برگردم امور دانشجویی ولی تا رفتم و اومدم هاشمی ( مسول امور دانشجویی ) رفته بود واسه همین ۳۰ دقیقه از وقت گران بهای من هدر رفت تو این مدت رفتم و رشیدی هم نیومده بود یه کم شیر تو شیره دانشگاه!!! از یه کارشناس دیگه کارتمو گرفتم و رفتم شانسی هاشمی رو جلو در دیدیم ولی با نا امیدی گفتم برگه مشکل داره و باید دوباره بری ستاد اقامه نماز و ... گرما .... منم روزه .... تشنه ..... و هزار درد سر دیگه خلاصه بعد از دویدن فراون نامه رو گرفتم و رفتم هاشمی هم تایدش کرد و داشتم می بردمش امور مالی و اسه ریختن پول به حسابم که
....
می تونید حدس بزنید ؟؟ نه!! برق رفت
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و منم حیرون کارم افتاد واسه شنبه چون فردا هم می خوام درس یخونم و دانشگاه نمی رم پس فردا هم که جمعه و به امید شنبه . البته چند نفرم دیدم که زیاد بد نبود . تو راه سجاد و مجتبی ( پایه های استخر ) رو دیدم یه ده دقیقه هم با اونا خندیدم بعدش جلو ساختمون اداری یوسفی رو دیدیم از بچه های کانون هلال احمر داخل ساختمون اداری هم خانم گودرزی ( هم رشته ای ورودی ۸۶ ) رودیدم گفت : واسه فقه ۴ خوندی ؟؟؟؟؟؟؟ گفتم کجایی بابا من فقه ۸ و ۹ هستم .
خلاصه صبح خیلی سرم شلوغ بود منم روزه الان که ساعت ۵ عصر دارم از تشنه ای میمیرم یکی از بچه هم قراره ساعت ۶ بیاد بریم یه گوشی براش بگیریم هرچی بهش گفتم بزار واسه فردا گفت نه واجبه توکل بر خدا این یکی رو هم بریم بینم چی میشه .
به امید فردا
به ماه زیبای رمضان و ماه دوس داشتنی شهریور دیروز اومدم گچساران آخه همین جمعه ۶ شهریور امتحان دارم امروز تصمیم داشتم یه سر برم دانشگاه واسه چندتا کار اداری تازه ۸۰ هزار تومن هم بدهکارم که واسه کارت ورود به جلسه باید همشو پرداخت کنی البته طبق روال معمول آخر ترمها بازم سایت دانشگاه خرابه که مشکل تازه ای نیست . آمار بچه ها رو ندارم ولی فکر کنم اکثرا پنج شنبه عصر بیان چون امتحان جمعه صبحه این مدتی که رفته بودم تعطیلات نگاه به کتاب نکردم باید بشینم این ۲ روز باقی مونده رو محکم بخونم آخه رو ۲۰ برنامه ریزی کردم که اگه بشه ۱۹ دیگه واویلا !!!
هفته دیگه بعد از امتحان فقه ۹ میشه فکر کنم سه شنبه باید یه سر برم شیراز آخه محمد ( پسر عموم) زنگ زد گفت مثل اینکه یه طرحی اومده که میشه از معافیت تحصیلی استفاده کرد برای تحصیل خارج از کشور رفت . باید بریم بینم این موسسه که میگن چه کشورهایی بورسیه میده که محمد می خواد فوق صنایع بخونه و منم اگه بشه حقوق که حتما دوتامون باید یه دانشگاه باشیم . اگه این جور بشه تصمیم دارم اینجا دیگه امتحان فوق ندم و برم دنبال یادگیری حرفه ای زبان . البته معافیت خدمتی هم شاید بشه ولی هنوز معلوم نیست . دیروز که اومدم گچساران بعد از چند روز شرجی سخت هوا یه کم خوب شده ولی در کل آدم آپز میشه ولی باید بسوزی و بسازی ...
آخ ساعتم شد ۹.۲۰ دقیقه سرویس ساعت ۹ هم پرید کم کم باید برم که با سرویس ساعت ۱۰ برم دانشگاه بینم این کار دانشجویی ترم قبل رو از حسابم کم می کنن یا نه ؟
به امید فردا ...
از امروز تصمیم گرفتم خاطرات دروران دانشجویی رو ثبت کنم هر چند دیر شده ولی میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است . من یکی مثل همه دانشجوی ترم ۷ فقه و حقوق دانشگاه آزاد واحد گچساران ( استان کهگیلویه و بویر احمد ) کهگیلویه همون دهدشته و بویر احمد هم یاسوج پس گچساران کو؟؟ آفرین به هوش همون "و" گچسارانه شهری که یک سوم درآمد نفتی و گازی ایران از اینجاست بله !!!
دوشنبه بود آقای خواجه زاده آخرین جلسه کلاسو اومد و پرونده فقه ۸ رو برای ترم تابستون بست و به خاطر عرف تحصیلی خانم نعمتی هم دیروز سه شنبه آخرین جلسه فقه ۹ رو اومد کلاس البته این اولین باری بود که من و اکثر بچه ها با خانم نعمتی کلاس گرفته بودیم آخه تازه اومده ولی آخر کلاس همه رو شرمنده کرد مخصوصا من و چند تا از بچه ها رو با معذرت خواهی که به خاطر رفتار جلسه اول کلاس که البته باید ما معذرت خواهی میکردیم که اون با این کارش م رو شرمنده کرد .
آخه جلسه اول که اومده بود ما سر کلاس خندیدم ولی از روی عمد نبود به سید ( بچه زرنگ کلاس) خندیدم امید وارم سید هم ما رو بخشیده باشه . من هم آخر کلاس رفتم پیش خانم نعمتی و ازش معذرت خواهی کردم ولی باید این کارو جلوی جمع میکردم چون اون جلو جمع معذرت خواهی کرد به هر حال میگن بخشش از بزرگترهاست ( خانم نعمتی اگر روزی به وبلاگ سر زدید بازم معذرت میخوام ازتون و همین طور از سیدموحد رضایی)![]()
امروز میرم خونه تا ۶ و ۹ شهریور که امتحانات باشه البته یه چیزی یادم رفت یکی از بچه ها عروسیش بود ولی به ما کارت نداد اخه به همه دخترا کلاس کارت داد ولی به پسرا فکر کنم نداد البته زیاد هم ازش توقع نمی رفت . به امید فردا
سلام به دوستای گل یه مطلب توپ راستی منبعش هم به اون بزرگی زیرش درج شده است 
شايد خيلي از دوستان بعد از نصب نسخه نهايي ويندوز ويستا با اين مشکل رو به رو شده باشند که چون نمي توانند ويندوز را قانوني کنند . ويندوز بعد از 30 روز قفل مي شود . در ويستا نمي توان مانند xp با در اختيار داشتن يک product key ويندوز را فعال کرد . بلکه ويندوز نياز به قانوني شدن دارد .در این آموزش علاوه بر نحوه قانونی کردن ویندوز ویستا به شما آموزش نصب نیز در قالب یک کتاب الکترونیکی داده می شود که توسط سایت میهن دانلود تهیه شده تا از این آموزش در صورت نیاز استفاده نمایید .
رمز عبور : www.mihandownload.com